کریم مقتی

 

قبل از اختراع دوربین عکاسی، تنها تصاویری که از پیشینیان خود داشتیم، طراحی یا نقاشی بودند. درست است که پرتره­ها، به ظاهر، از تشابه افراد داخل تصویر به ما می­گویند، اما آنچه مسلم است از ویژگی­ها و شاخصه ­های منحصر به ­فرد آن­ها نیز اطلاعاتی ارزنده به دست می ­دهند؛

اینکه چگونه می ­زیستند و مدل لباس و مو و تیپ­شان چگونه بود. پس هدف عکاسی پرتره شباهت صرف از موضوع نیست، بلکه پیامی است درباره ­ی موضوع.

پس از اختراع عکاسی نیز، اغلب،این افرادِ متمول بودند که بهترین و شکیل ­ترین لباس­های خود را می ­پوشیدند و در استودیوها حالت می­ گرفتند تا از آن­ها پرتره­هایی شکیل تهیه می­ شد و به این ترتیب مجموعه­ی «تالار تبار» خود را برای نسل­ های بعد تزیین می­­کردند. والتر بنیامین استدلال می­کند که «پرتره­ی استودیویی فردزدایی می­کند.» هادیان عکس هایش را از چنبره­ی زیباشناسی استودیویی خارج کرده و موضوعات را در محیط طبیعی ­­شان ثبت می­کند، و از خلال عکس­ها نیز چگونه زیستن مشاهیر آذربایجان قابل لمس است.

عکس­های این کتاب تندیس­هایی دو بُعدی هستند از «پیشانی ­بلندهای آذربایجان» که با همت بلند و پشتکار چند ساله­ی هادیان شکل گرفت و به بار نشست. این عکس­ها مابازای خود افراد نیستند، بلکه استعاره­ای هستند بر کیفیت تأثیرگذاری و خروجی و ماحصل زندگی حرفه­ای این شخصیت­ها. پُرواضح است که درک استعاره نیازمند پرواز روح است و این عکس­­ها استعاره­هایی هستند که از تجربه­ای خاص حکایت می­کنند؛ از گذشت، ایثار، پهلوانی، فداکاری، ذهن زیبا و خلاق. آذربایجان بدون این شخصیت­ها چگونه می­نمود! مشاهیر به خاک آذربایجان قداست بیشتر داده­اند و صدچندان نیز از آن گرفته­ اند.