حيدر عباسي"باريشماز"

 مثنوي پژوه و شاعر

 

سن بيلن ياخشيدي اي رب كريم                      سن ويران نقشي پیزانماز هيچ يكم

ازمیکل آنژ سؤال شد، شما چطور قادر به خلق اين همه آثار حيرت انگيز مي شويد. جواب داد:

من وقتي بهیک  قطعه مرمر خيره مي شوم، زيباي خفته اي را درون آن می بينم.

تنها كار من برداشتن قسمت هاي اضافي مرمر است تا آن زيبا از قيد سنگ رها شود.

 

فرزند و دوستم جناب آقاي هاديان هم تنها عكس نم يگيرد بلكه حال تهايي از روح موضوع را جاودانه مي کند،

او زوايايي از روح مورد را مي بيند كه شايد از چشم خودش پنهان است.

اين جوان محبوب چند سال قبل ما را ميهمان و مديون سخاوتمندانه دوربين سحرآميز خود كرد. براي تشكر از اين جوان خوش ذوق خلاق قلم من یکی كه عاجز است.

در مقابل اين بی بضاعت، چون م يدانم ايشان به حضرت مادرشان علاقه خاصي دارند، شعر مادر آقاي "حسيني" را به پيشگاه ايشان تقديم مي كنم.

"مادرم رسولي بود،

كه هميشه سبدي از معجزه با خودش حمل ميكرد

آخرين بار هيچ يادم نمي رود،

كه در اولين سوز زمستاني،

النگوي خودش را،

به بخاري تبديل كرد"